|
حضرت شراب ای جام عشق و ای می و ای حضرت شراب هستم گدای درگهتان یابن بوتراب
|
یا مظهرالعجائب دنیا ابالحسن یا ایهالعزیز خدا ، یا ابالحسن وقتی غلام حلقه به گوش حسن شدم بهتر بود صدات زنم با ابالحسن اول کلام یاد گرفته زمادرم مولای توست حضرت آقا ابالحسن محشر که گفته اند به ما از هراس آن راحت توان گذشت ولی با ابالحسن اعجاز گونه منحصری مثل لم یلد همچون خدای یکه و تنها ابالحسن از نوع بهترین عبادات نام توست ذکر قنوت زینب کبری ابالحسن این افتخار بس که مرا مقتدا تویی ای مقتدای ام حضرت زهرا ابالحسن تنها نخوانده اند شما را ابوتراب خورشید و آسمانی و دریا ابالحسن در خلقت تو هرچه تأمل نموده ام راهی نبود غیر معما ابالحسن میزان محشری و صراط قیامتی حرف و حدیث آخر عقبا ابالحسن یاسر مسافر .............. نگاهی کرد مولا جان گرفتم نفس زد با دمش ایمان گرفتم تکلم کرد و من قرآن گرفتم و از او درس یک انسان گرفتم
مگر مثل و نظیرش هست هیهات مگر هست این چنین سرمست هیهات
الا مولود خانه زاد کعبه سبب ساز طواف آباد کعبه تو بودی علت ایجاد کعبه علی پیغام حج و داد کعبه
تویی چون روز روشن تر ز خورشید خدا را دید هر کس که تو را دید
صراط و محشر و میزان تویی تو و هم پیدا و هم پنهان تویی تو مراد و مرشد سلمان تویی تو عزیز ملت ایران تویی تو
لقب هایت تماما کبریایی علی اعلا و عالی ایلیایی
به غیر از تو امیر لو کشف کیست ؟ طریق و مقصد و راه و هدف کیست ؟ مسیحا و شهنشاه نجف کیست ؟ دلیل مستی و شور و شعف کیست ؟
مرا زلف پریشان داده ای تو دل دل مرده را جان داده ای تو
هرآنکس در سقیفه هست پست است به غیر از جام تو هر مست پست است به جز تو هرکسی دل بست پست است زمهرت آنکه دل بگسست پست است
غلوکاران و منکرهای مولا به دوزخ می نشینند روز محشر
تمام پیروان راه حیدر مطیع و گوش بر فرمان رهبر همان رهبر که نسلش نسل کوثر الهی دشمنانش خار و مضطر
بکوش ای دل که دلبر گونه باشی علی محور وَ حیدر گونه باشی
الا تنها ترین همتای زهرا امام و دلبر و آقای زهرا تپش های دل شیدای زهرا قسم بر ذکر یا مولای زهرا
نگاهی کن غلام بینوا را و امضا کن برات کربلا را یاسر مسافر
[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ 6:45 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
گریان روضه ایم و عزادار فاطمه عمری اسیر کوچه و بازار فاطمه جبران لطف مادریش را کجا توان تا بی نهایتیم بدهکار فاطمه روز ازل خریده مرا او برای خویش اکنون اگرشدیم خریدار فاطمه او یک تنه حریف تمام سپاه شد جانم فدای آن همه پیکار فاطمه تا روز حشر شامل نفرین ما شود هرکس بنا نهاده به آزار فاطمه هرکس اسیر مشغله ای گشته است و ما شاعر شدیم شاعر دربار فاطمه یاسرمسافر گریه کن گریه عزیزم که سبکتر بشوی وقت آن نیست که اینگونه کبوتر بشوی همسر تازه جوانم نکند خسته شدی نکند باعث تنهایی حیدر بشوی قول دادم که حواسم به حسین ات باشد پس نبینم که دگر فاطمه مضطر بشوی کاش می شد گل یاسم که بخندی از نو کاش می شد بشکوفی و معطر بشوی می کشی شوهر خود را زخجالت گر تو چهره نیلوفری دیدار پیمبر بشوی راستی خانه ی ما را چه کسی آتش زد ؟ ای گل من چه کسی خواست که پرپر بشوی ؟ بغض خود را بٍشکن چونکه علی مایل نیست با غم و غصه در این خانه به آخر برسی ای که با خنده تو بیگانه شدی پس بانو گریه کن گریه عزیزم که سبکتر بشوی یاسرمسافر
موضوعات مرتبط: حضرت زهرا س [ سه شنبه سیزدهم فروردین 1392 ] [ 20:38 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
با رفتنت تمام بلاها شروع شد درد فراق و غصه ی زهرا شروع شد
بعد از بهار ، هیزم دلهای کینه ای شعله کشید و نوبت سرما شروع شد
وقتی غروب عمر تو را جار می زدند آغاز کار غربت دریا شروع شد
از این به بعد کلبه ی احزان دخترت فریاد وامحمدا و خدایا شروع شد
ابری سیاه بر سر کوچه کمین نمود صحبت زباغ های فدک تا شروع شد
از روز رفتنت و تا روز رفتنم ایام درس زینب کبری شروع شد
جایی که سوخت در آن بیت مرتضی آتش زدن به کرببلاها شروع شد
............................. حرمت شکسته اند و نوشتند ملال نیست کشتند اهل خانه و گفتند قتال نیست
اصحاب هر کدام به دنبال خویشتن حتی به گوش شهر صدای بلال نیست
از کوچه از حسن و بغض در گلوش خانم بیا بگو که دیگر مجال نیست
حرف اهالی است در این هفته اخیر زهرا به گردن علی آیا وبال نیست؟
حورای آسمانی خاکی نشین تورا با این همه سپاه توان جدال نیست
وقتی که بیت وحی به آتش کشیده شد آتش زدن به خیمه زینب محال نیست
........................ در بین راه تا گذرم را گرفته اند از دست کوچه ها پسرم را گرفته اند
می خواستند پر نزنم در هوای او دل را شکسته اند و پرم را گرفته اند
یک ضربه لیک چه آورده بر سرم ؟ پهلو و بازو و کمرم را گرفته اند
می خواستند در شب تیره به سر برند خانه نشانده و قمرم را گرفته اند
دیدی فدک به قیمت جانم تمام شد با سیلی هدیه ی پدرم را گرفته اند
مردم چقدر منتظر رفتنم شدند لحظه به لحظه ها خبرم را گرفته اند ........................... آتش گرفت این در و آتش گرفت دل افتاده بود مادر و آتش گرفت دل
در حیرتم دوزخ و درب بهشت ، نه می سوخت قلب حیدر و آتش گرفت دل
بعد از گذر زکوچه که افتاد مادرم افتاد بین بستر و آتش گرفت دل
آن موقعی که پیرهن دست باف را می داد دست دختر و آتش گرفت دل
شعله وسیع تر شد و رفت کربلا آنجا که سوخت معجر و آتش گرفت دل یاسر مسافر موضوعات مرتبط: حضرت زهرا س [ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 15:47 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
بهار ِ بدون تو معنا ندارد
سفر بی تو اینجا و آنجا ندارد و هر آنکس که روزش سراسر گناه است یقین کرده ام در دلت جا ندارد و بدبخت دنیای فانی کسی که میان بساطش شما را ندارد چقدر سخت و مشگل شود زندگیش برای گدایی که آقا ندارد ببین یوسف فاطمه حال دل را ببین عاشق خسته ات نا ندارد و باید زهول قیامت بلرزد هرآنکه به دل مهر زهرا ندارد یاسر مسافر موضوعات مرتبط: حضرت مهدی عج [ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 15:18 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
معنا ندارد عید مادر که بستری است
ای شیعیان به هوش ایام مضطری است هر شیعه ی علی در فاطمیه ها از شادی و شعف از خنده ها بری است رخت و لباس نو بر تن نمی کنیم مشکی به تن کند هر کس که حیدری است دور از نگاه غم آلوده ی علی ابری تر از بهار چشمان دختری است طفلان فاطمه محزون و دل غمین باور نمی کنند مادر کبوتری است با بغض در گلو حیدر اشاره کرد یعنی که فاطمه پایان دلبری است؟ از داغ همسرش از پا فتاده است حیدر که گفته اند مولای خیبری است موضوعات مرتبط: حضرت زهرا س [ شنبه نوزدهم اسفند 1391 ] [ 16:56 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
به قلبم مهر حیدر با تو مادر نجات من زمحشر با تو مادر برایت گریه کردن با من و دل و رزق دیده ی تر با تو مادر مسافر موضوعات مرتبط: حضرت زهرا س [ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 17:20 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
تقدیم به بی بی دوعالم علیا مخدره حضرت زینب سلام الله علیها
تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن تویی که منتخب هستی به نیزه سر دیدن بگو برای من از خاطرات خود بانو کنار مقتل عشق و گلو و بوسیدن زبعد کرببلا کودکان بی بابا شنیده ام که همیشه گرسنه خوابیدن الا مفسر قرآن چقدر لذت داشت صدای قاری قرآن زنیزه بشنیدن؟! بجز شما چه کسی می تواند ای خانم شبیه ابر بهاری ز غصه باریدن و ما رایتُ و الا جمیلتان یعنی تویی که دیده نیالوده ای به بد دیدن یاسر مسافر .... حافظ منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن موضوعات مرتبط: امام حسین ع، حضرت زینب س، محرم [ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 16:52 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
وقتی که در عزای شما گریه می کنم همواره با خدای شما گریه می کنم
با هر قدم به کوچه ی باریک شهرتان در بین کربلای شما گریه می کنم
زخم زبان و کوچه و سیلی و گوشوار با درد ماجرای شما گریه می کنم
اندازه ی دوماهِ حسین این یکی دو شب آقا فقط برای شما گریه می کنم
اما نه ، با کیومک حسینی که گفته ای هم ناله با نوای شما گریه می کنم
من خمس یک دهه غم و اندوه و آه را بر رزم بچه های شما گریه می کنم
حتمی بود که فاطه در روضه می رسد وقتی که پا به پای شما گریه می کنم
بر آن مزار خاکی و بی سایبانتان بر غربت سرای شما گریه می کنم یاسر مسافر موضوعات مرتبط: امام حسن ع [ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 14:35 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
قسمت نشد اربعین کنارت باشم و زائر آن صحن و مزارت باشم به خود فاطمه سوگند که مایل بودم چون شهیدان خدا یاور و یارت باشم و از آن نوع نگاهی که به حرٌت کردی به من انداز که بر چوبه ی دارت باشم گوش جان جز به صدای غم تو نسپارم آمدم گوشه ی این روضه که زارت باشم گفته ای دار وندارت همه در علقمه ماند من فدای تو و آن دار و ندارت باشم پس برایم بنویسید به مشهد آیم اربعین روزی اگر نیست کنارت باشم یاسر مسافر
موضوعات مرتبط: امام حسین ع، محرم [ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 19:31 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
اربعین تو رسیده است وز راه آمده است خواهرت با قد خم گشته و آه آمده است زینب از وادی شام آمده چشمت روشن از کجا تا به کجا آمده ؟ چشمت روشن آه ای یوسف صد تکه ی بی پیراهن پیرهن بافته ات را بگرفت از دشمن به لبش ناله ی محزون اخ العطشان است روضه خوان حرم و آن بدن عریان است مو پریشان شده و سینه زن و نالان است به دلش سوز نهان ، دیده ی او گریان است زینبی که سر بازار معطل شده است بهر او چشم حرامی است که معضل شده است ازدحام هلهله ها خنده ی مردم دیده ناسزا در همه ی راه چقدر بشنیده سایه ی بر سر خود را به روی نی دیده در کنار سر نورانی او می دیده کوفه با خطبه ی خود ، شام چه غوغا می کرد خواهرت در همه جا محشری برپا می کرد خطبه اش تیغ شد و یک تنه یک لشگر شد گاه چون فاطمه و گاه خود حیدر شد *** مژدگانی بده عباس که خواهر آمد خاطر آسوده که با چادر و معجر آمد ! قافله همره خود مشک پرآب آورده جرعه جرعه غم و اندوه رباب آورده بسپارید که در علقمه هرگز نرود وای اگر شکوه ی او پیش ابالفضل رود آه بانو زچه رو قافله ات کم دارد بعد از آن شام سیاه اشک دمادم دارد نکند دختری که بود شبیه زهرا جای مانده است در آن شام بلا یاسر مسافر موضوعات مرتبط: امام حسین ع، حضرت زینب س، محرم [ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 14:38 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
از روز ازل عاشق و شیدای حسینیم
و گریه کنان غم عظمای حسینیم ما غرق عزاییم به ما خرده نگیرید ما چله نشین شب یلدای حسینیم ما همره این قافله ی پر غم و پر آه تا شام رسیدیم وَ در پای حسینیم لبخند در این ماه به لب را ندارد گر سینه زن زینب کبرای حسینیم ما گوش ندادیم به جز قصه ی عشقش مستیم اگر مست زآوای حسینیم فردای قیامت که همه در پی یاراند در محضر ارباب به غوغای حسینیم در پای رکاب پسرش روز ظهورش هستیم ، گر امروز مهیای حسینیم یاسر مسافر موضوعات مرتبط: امام حسین ع، محرم [ پنجشنبه سی ام آذر 1391 ] [ 14:53 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
وجودش مثل دریا بود عمه دقیقا مثل زهرا بود عمه
اگرچه کربلا جا مانده بودی حسین دوم ما بود عمه
هجوم یک سپاه تازیانه ولی افسوس تنها بود عمه
خدا خیرش دهد این خواهرت را کسی سیلی نخورد تا بود عمه
و بعداز ساقی آب آور ما علم بر دوش و سقا بود عمه
تمام راه را مشغول ذکر حسینم وا حسینا بود عمه
در اوج عاطفه چون مرد جنگید اگر چه قامتش تا بود عمه
سرش بشگست اما دشمنش دید سرش بالای بالا بود عمه
وبعد از این همه رنج و مصیبت خدا را شکر بر پا بود عمه یاسر مسافر موضوعات مرتبط: امام حسین ع، حضرت زینب س، محرم [ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 13:3 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
شبه پیمبرم پسرم نور دیده ام گفتم برو نه اینکه ز تو دل بریدهام
حالا که میروی کمی آهسته تر برو که من هنوز بوسه زرویت نچیده ام
لیلای اهلبیت که مجنون ترین شدی مستانه تر ز تو پسرم من ندیده ام
وقت هجوم نیزه به پهلوی تو علی من وای وای مادرمان را شنیده ام
با این قد خمیده دویدن چه مشکل است اما ببین چگونه کنارت رسده ام
این قطعه قطعه های تنت بیشتر بود یا این دل بریده بریده بریده ام یاسر مسافر موضوعات مرتبط: امام حسین ع، محرم [ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 11:6 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
یا رقیه سلام الله علیها
از درد فراق همیشه در تب می شد مشغول به آه و ناله هر شب می شد افسوس که زود بال و پر باز نمود می ماند اگر شبیه زینب می شد
موضوعات مرتبط: حضرت رقیه س، محرم [ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 ] [ 22:14 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
روضه یک محفل از ریشه سیاسی باشد و شهادت طلبی بحث اساسی باشد خوب فهمیده عدو مشکل او هیئت هاست پس به دنبال حسینیه هراسی باشد یاسر مسافر موضوعات مرتبط: امام حسین ع، شهدا، سیاسی [ یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 ] [ 22:27 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
شب 1 ای پسر زهرا ، کوفه میا مولا چرا که نایاب است ، مهر و وفا اینجا چه مشهود است در این کوفه فریب و مکر و دروغ و بازار فروش تیغ و نیزه هاشان شلوغ سفیر عشق تو منم من برایت پر محنم من امیری یا حسین جان 2 اگر که می آیی ، بیا به تنهایی میاور ای جانا ، گلان زهرای نظر کن غصه و تنهایی سفیر خود که می گرید برای غربت امیر خود سفیر عشق تو منم من برایت پر محنم من امیری یا حسین جان ............................................................ شب 2 خیمه مزن مولا در دل این صحرا ببین کمر بستند به قتل تو اینجا دلم دلشوره ات دارد تمام حاصل من در اینجا می شود آه و غم تو قاتل من در این چند روزه برادر مشو دور از چشم خواهر حسین جان حسین جان ..... مشام جان پر شد ز بوی عطر یاس بیا کنار من برادرم عباس به پا کن خیمه ام را در کنار ثارالله خودت هم لحظه ای دورتر نشو ز پیش ما در این چند روزه برادر مشو دور از چشم خواهر .ابوفاضل یا عباس ................................. شب 3 همسفر نی ها ، خوش آمدی بابا که سر زده با سر ، رسیده ای اینجا شبیه مادرت زهرا قدم خمیده شده خبر دارد عمو که موی من کشیده شده ؟ سه ساله دخترت آخرت شده باغ نیلوفر ابتا ییا حسن جان ابتا یا حسین جان ... سپر شده بابا ، همیشه خواهر تو به وقت سیلی ها برای دختر تو خجالت می کشم از عمه ای پدر جانم نخواه از من ، که بعد از تو دگر نمی مانم بحمداله شده پایان برای من شب هجران ابتا ییا حسن جان ابتا یا حسین جان ……………………………………………………………
ای همه ی هستم ، که عاشقت هستم قسم به فاطمه ، رد نکنی دستم سپاه خواهرت آمد برای یاری تو ببین زینب رسیده بهر غم گساری تو نبینم بی کس و بی یار شدی در بین اغیار اخ المظلوم یا حسین 2 ... یلان جعفر وقت آبروداری است دگر همه رفتند نوبت غمخواری است اگر هم نوبتی باشد نوبت ما باشد یقین حرف نه از دایی جواب ما باشد قسم بر مادرش زهرا گره گشا باشد وداع ما همین جا بین خیمه ها باشد خجل نگردد برادر به پیش چشمان خواهر اخ المظلوم یا حسین .................................................................. شب 5 نمانده است بی یار ، هنوز ثارالله برای یاری تو ، آمده عبدالله نبینم که فتادی بین تیغ و خنجرها عمو که از کودکی بودی برای من بابا فدای تو هستم عمو به عشق تو مستم عمو عمو حسین جانم عمو ... دو چشم خود واکن ای گل پرپر من گرفته است مقتل، بوی برادر من در این مقتل چه میخواهی تو ای کبوتر جان مگر نسپرده ام دستت به دست عمه جان بمیرم که شده دستت زپوست آویزان عزیز قلب مجتبی ای گل پرپر عبدالله عمو حسین جانم عمو .................................................................... شب 6 عمو حسین عشق تو ، شد احلی من عسل هم اکنون یاریت ، بود خیرالعمل ببین که از پدر بهر تو نامه آوردم زبعد از رفتن اکبر پر از غم و دردم شده عازم به میدان میوه ی قلب حسن جان حسن جانم حسن 2 ..... این تو این دشمن ، بدون جوشن چرا؟ مگر ندیدی اکبرم شد اکبرها از آن ترسم عزیز من شبیه اکبر شوی به زیر سم مرکب ها لاله ی پرپر شوی گرفته بوی حسن را تمام دشت کربلا حسن جانم حسن جان 2 ................................................................................. شب 7 لا لایی اصغر ، چرا نمی خوابی نداره شیر مادر، نکن بی تابی مکن شرمنده ی خو که نداره شیر مادر به قبلم آتشی است با این تلظی ات اصغر گل نشکفته پرپر لالا لالا ای اصغر لالایی اصغرم 2 ..... عطش عطش باشد نوای اهل حرم کمی صبوری کن ، کمی دگر پسرم کمی صبر کن عمو رفته برایت آب آرد برای العطش های حرم جواب آرد خجل از روی رباب است مشک عم خالی زآب است لالایی اصغرم2 بونه نگیر بابا که حرمله اینجاست و نوع تیرهایش زبان زد دنیاست سه شعبه با گلوی تو چه سنخیت دارد صدای گریه ات دیگر چرا نمی آید گل نشکفته پرپر لالا لالا ای اصغر لالایی اصغرم ........................................... حضرت علی اکبر ع عازم میدان شد پیمبر کربلا ذکر تمام حرم شده خدایا خدا علی ممسوس فی ذات اله است و مجنون ترین وبابایش پر از دلشوره است و دلخون ترین پیمبر کرببلایی جوان اربا اربایی علی اکبرم ۲ ببین پدر افتاد وقتی که افتادی بعد تو دشمن غرق خنده و شادی کنارت عمه ات آمد بلند شو ای بابا چه پاشیده شدی اکبر به کل این صحرا پیمبر کرببلایی جوان اربا اربایی علی اکبرم ۲ ................................................ تاسوعا صدای العطش زخیمه ها برخاست همره این ناله عموی ما برخاست به دست مشک و به سر شوق زیارت زهراست خبر ها می رسد بر ما که علقمه غوغاست شده فضای علقمه پر از عطر فاطمه ابوفاضل مدد۲ نوای ادرک اخا شنیده شد بابا به ناگهان دیدم خمیده شد بابا کنارت آمده گم کرده دست و پایش را چگونه تیر کشد بیرون زچشمت ای سقا عموی مثل ماهم زداغت پر زآهم ابوفاضل مدد عمود خیمه ی عمو کشیده شده بساط حرمت ها دگر چیده شده پس از تو قسمت اهل حرم اسارت شد به دور از چشم تو برما چقدر جسارت شد زبعد از تو برادر اسیری رفته خواهر ابوفاضل مدد۲ .......................................... عاشورا - وداع کمی آهسته برو برادر من وصیتی کرده مدینه مادر من بپوشم بر تنت پیراهنی به جای کفن ببوسم جای مادر حنجر و گلوی تو من کمی آهسته برادر نظر بنما به خواهر اخاالمظلوم حسین ۲ شه بی لشگر خدا نگهدارت قرار ما کوفه به نیزه دیدارت به اشک دیده پاشیدم به سرت آب حرم افتاده است با رفتن تو در التهاب به پیش چشمم در گودال نبینمت بی پر و بی بال اخاالمظلوم حسین ۲ موضوعات مرتبط: امام حسین ع، محرم [ یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 ] [ 22:26 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
سرود پایانی آرزومون آرزومون نجف ، همه با شور و شعف ، زائر صحن جدید و قشنگ فاطمه بعد از آنجا با شهیدان کربلا ، زائر خون خدا ، پربگیریم و به لب ها فقط این زمزمه یا حسین یا حسین یا حسین لبیک 2 ... از ولادت با ولایت زنده ایم ، تا ابد رزمنده ایم ، تا نفس در سینه هست ، در رکاب سیدعلی منتظرها در دعاها بی قرار ، تا رسد فصل بهار ، سربلنداند پیش یار ، هرکه باشد با ولی العجل العجل العجل آقا موضوعات مرتبط: شهدا، محرم [ یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 ] [ 17:37 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
[ جمعه نوزدهم آبان 1391 ] [ 23:38 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
یا مظهرالعجائب دنیا ابالحسن یا ایهالعزیز خدا ، یا ابالحسن وقتی غلام حلقه به گوش حسن شدم بهتر بود صدات زنم با ابالحسن اول کلام یاد گرفته زمادرم مولای توست حضرت آقا ابالحسن محشر که گفته اند به ما از هراس آن راحت توان گذشت ولی با ابالحسن اعجاز گونه منحصری مثل لم یلد همچون خدای یکه و تنها ابالحسن از نوع بهترین عبادات نام توست ذکر قنوت زینب کبری ابالحسن این افتخار بس که مرا مقتدا تویی ای مقتدای ام حضرت زهرا ابالحسن تنها نخوانده اند شما را ابوتراب خورشید و آسمانی و دریا ابالحسن در خلقت تو هرچه تأمل نموده ام راهی نبود غیر معما ابالحسن میزان محشری و صراط قیامتی حرف و حدیث آخر عقبا ابالحسن یاسر مسافر موضوعات مرتبط: امام علی ع [ سه شنبه نهم آبان 1391 ] [ 20:29 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟ چقدر ناله زنم آه ، کجایی آقا ؟
رمضان که نشد و این عرفه هم نشد و... پس قرارا من و تو کی و کجا ای جانا
منتظرهات همه منتظر ماه حسین انتظاری که گره خوده به این عاشورا *** حاجیان در عرفات اند ولی من اینجا بین این روضه ام و در حرم کرببلا
عرفه آمده یعنی که مهیا باشید تا که همراه شوید با غم و اشک زهرا
سینه زن ها چقدر فرصتمان محدود است پرچم و پیرهن آماده کنید بهر عزا
دوش دیدم که کسی در عرفاتم می گفت هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
هرکه مجنون حسن است بگو برخیزد هرکه دیدار خدا خواست بیاید با ما یاسر مسافر موضوعات مرتبط: حضرت مهدی عج [ دوشنبه یکم آبان 1391 ] [ 18:54 ] [ مسافر کربلا ]
[ ]
|
|